الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

36

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

آنها را عليه او كمك كنيم . آن‌گاه به همراه عده‌اى از افراد قوم خود نزد قريش رفت و آنها را ترغيب و تشويق كرده و مىگفت : شما بر حق هستيد و آنچه را كه محمد آورده ، باطل است . « 1 » ( 1 ) ابن اسحاق از بعضى از آل ابى عامر روايت مىكند كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شنيد كه او چنين كارى مىكند ، فرمود : به او نگوييد راهب ، بلكه بگوييد فاسق . « 2 » پسر او حنظلة بن ابى عامر كه داماد عبد الله بن أبيّ بن سلول « 3 » بود در مدينه باقى ماند و اسلام آورد و در احد به شهادت رسيد و غسيل الملائكه شد . « 4 » ( 2 ) جنگ احد قمى در تفسير خود مىنويسد : علّت جنگ احد اين بود كه وقتى قريشيان از جنگ بدر كه در طى آن دچار مصيبت‌هاى زيادى شده و هفتاد كشته و هفتاد اسير داده بودند ؛ ابو سفيان فرياد زد : اى جماعت قريش ! نگذاريد كه زنان در مصيبت كشته‌شدگان گريه كنند ؛ زيرا گريه كردن باعث مىشود كه غم و اندوه و بغض و كينه نسبت به محمد از دل‌ها بيرون برود و او و يارانش ما را مورد شماتت و سرزنش قرار دهند ! « 5 »

--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 205 - 206 . و تمام سخنان او اين گونه است كه : قريشيان به سوى بدر حركت كردند و او همراه آنها نرفت و مسلّم اين است كه او در بدر همراه آنها نبوده است لكن صحيح اين است كه او قبل از بدر به مكه نرفت ، بلكه بعد از بدر به مكه رفت ، چنان كه كعب بن اشرف همچنين كرد ، اما كعب قبل از احد بازگشت و ابو عامر مراجعت نكرد . ( 2 ) . ابن هشام ، ج 1 ، ص 235 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 118 . ( 4 ) . ابن هشام ، ج 2 ، ص 234 . ( 5 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 110 - 111 . و ابن اسحاق با سندى از ابن زبير نقل مىكند كه : قريشيان به نوحه‌سرايى بر كشته‌هاى خود پرداختند ، امّا بعد گفتند : اين كار را نكنيد ؛ زيرا خبر آن به محمد و يارانش مىرسد و شما را شماتت مىكنند ( ج 2 ، ص 302 ) و واقدى آن را با سندى از عايشه نقل كرده ( ج 1 ، ص 123 ) و در تفصيل آن گفته است : ابو سفيان بن حرب در ميان آنها ايستاد و گفت : اى جماعت قريش ، بر كشتگان خود گريه نكنيد و هيچ كدام نوحه‌سرايى و مصيبت‌خوانى نكنيد و عزادار بودن خود را ظاهر نكنيد . اگر در مصيبت كشته‌شدگان خود گريه و نوحه‌سرايى كنيد ، بغض و كينهء شما را به تدريج زايل مىشود و دشمنى شما با محمد از بين مىرود . به علاوه اگر خبر نوحه‌سرايى و گريهء شما به محمد و يارانش برسد ، شما را شماتت خواهند كرد و اين از اصل مصيبت سخت‌تر است و شايد كه بتوانيد انتقام كشته‌هاى خود را بگيريد . و روغن‌مالى ( عطر زدن ) و نزديكى با زنان را بر خود حرام مىكنم تا وقتى كه با محمد جنگ كنم . به اين ترتيب يك ماه گذشت و هيچ شاعرى نوحه‌سرايى نمىكرد و مصيبتى خوانده نمىشد تا مردم گريه كنند ( ج 1 ، ص 12 ) . لكن بعد از آن گفته است كه وقتى كعب بن اشرف يهودى بعد از بدر به مكه رفت ، در منزلى ابى وداعة بن ضبيره ساكن شد و اشعارى را تنظيم كرده و در رثاى كشتگان مىخواند و هرگاه به بچه‌ها و كنيزكان برخورد مىكرد ، أبياتى را براى آنها مىخواند و مردم آنها را از او ياد مىگرفتند و با همان اشعار مرثيه‌سرايى و نوحه‌سرايى مىكردند و به مدت يك ماه هيچ